ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )

373

الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )

فرستادهء ابو جعفر نزد ابن سمعان رفت وى پول‌ها را پذيرفت و نجات يافت ، ابن ابى ذؤيب نپذيرفت و نجات يافت ، اما من [ انس بن مالك ] به خدا سوگند نيازمند بودم و پول‌ها را پذيرفتم . پس از آن ابو جعفر به سوى عراق حركت كرد . نامهء عبيد الله عمرى به ابو جعفر وقتى ابو جعفر در سال 148 از مراسم حج فراغت حاصل كرد در مورد عبيد الله بن عمر بن حفص بن عبد الله بن عمر بن خطاب پرسش كرد . وى فقيهى بود كه به عمرى شهرت داشت . در پاسخ ابو جعفر گفته شد ، يا امير المؤمنين ، او امسال به حج مشرف نشده است ، اگر آمده بود خدمت شما مىرسيد . يا امير المؤمنين سخن كسى را در مورد او نپذيريد ، زيرا كسى در مورد او سخن نخواهد گفت مگر اين كه دروغ مىگويد و يا اين كه باطل مىبافد . او كسى است كه مىشناسيدش . ابو جعفر گفت : به خدا سوگند ، او چون مىدانست كه من در حج هستم ، نيامده است ، و از اين روى است كه از آمدن حج خوددارى كرده است . به خدا سوگند ، نيامدن وى جز آن كه بر ارزش و قرب او افزايد ، كار ديگرى نمىكند . من نيز جز اكرام و احسان كارى نخواهم كرد و آن نيز به سبب ارزش وى نزد قريش و و الا مقامى وى است . وقتى ابو جعفر به بغداد بازگشت ، نامهء عبيد الله عمرى نيز رسيد ، و در آن چنين نوشته شده بود : به نام خداوند بخشندهء مهربان براى بنده خدا ، و امير المؤمنين از عبيد الله بن عمرى ، درود خداوند بر تو ، و رحمت او كه همهء موجودات را در بر گرفته است بر تو باد ، من تو را سفارش مىكنم ، و تو را به آن مهم توصيه مىكنم ، تو رهبرى اين امت را در دست گرفته‌اى ، قرمزها و سياه‌ها ، سفيدها و بزرگان و پايين دست‌ها را ، روبروى تو هم دشمن مىنشيند و هم دوست ، هم از و الا مقامان و هم از دونان ، همهء آنان از عدل و حق بهره‌اى دارند ، يا ابو جعفر ، نگاه كن و ببين جايگاه تو نزد خداوند كجاست ، من تو را از روزى بر حذر مىدارم كه در آن روز ، صورت‌ها و قلب‌ها نابود مىشوند ، و محبت‌ها از بين مىروند ، آن جا خداوندى است كه همهء پادشاهان در مقابل او خاك مسكنت بر پيشانى مىسايند ، مردمان بر او وارد مىشوند و رحمت و بخشايش او را خواهانند ، از مجازات و عقاب وى ترسانند ، اگر روزى برسد كه در آن برادران و دوستان و